امام رضا علیه السلام
امام رضا علیه السلام فرمودند:
آن کس که تقلّب کند یا به مسلمانى زیان رساند یا به او نیرنگ زند از ما نیست.
 
امام رضا علیه السلام فرمودند:
براى دنیا آنچنان کار کن که گویا تا ابد زنده اى و براى آخرت آنچنان کار کن که گویا فردا خواهى مرد!
 
امام رضا علیه السلام فرمودند:
بدترین مردم - از نظر زندگى اقتصادى - کسى است که به دیگران در معاش خود معاش ندهد و در زندگى او زندگى نکنند.
 
امام رضا علیه السلام فرمودند:
ما خاندانى هستیم که وعده هاى خود را همانند دیون خود مى دانیم، همان طور که پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)چنین بود.
 
امام رضا علیه السلام فرمودند:
خداوند قرآن را براى زمان خاصى قرار نداده و نه براى جمعیّت خاصى، و لذا در هر زمانى تازه و نزد هر جمعیّتى با طراوت است.
 
امام رضا علیه السلام فرمودند:
امام امین خدا در زمین و در میان خلق خدا، و حجت او بر بندگان و جانشین او در شهرها، و دعوت کننده به سوى خدا، و مدافع حریم الهى است.
 
امام رضا علیه السلام به یکى از دوستان خود فرمودند:
آیا خدا نمى فرماید که آسمان بدون ستونى که دیده شود برپاست؟ گفتم: آرى فرمود: بنابراین ستونى وجود دارد که نامرئى است و شما آن را نمى بینید!
 
امام رضا علیه السلام فرمودند:
این که به خدا لطیف مى گوییم به خاطر آفرینش موجودات بسیار کوچک و ظریف است ... حیواناتى که چشم ما آنها را از شدت کوچکى نمى بیند و دست ما آن را احساس نمى کند!
 
امام رضا علیه السلام فرمودند:
هرکس در مجلسى بنشیند که احیاى مکتب ما، در آن مى شود دلش نمى میرد آن روز که دل ها مى میرند!
 
امام رضا علیه السّلام فرمودند:
براى هر امامى، عهد و پیمانى بر گردن دوستان و پیروان اوست و از نشانه هاى وفاى کامل به این عهد و پیمان، زیارت قبر امامان است.
 
امام رضا علیه‏ السلام فرمودند:
پدرم (امام کاظم علیه السلام) درود خدا بر او باد، وقتى که ماه محرّم مى‌‏رسید، دیگر خندان دیده نمى‌‏شد، بلکه تا روز دهم همواره اندوهگین و غمناک بود، و چون روز دهم فرا مى‏‌رسید آن روز، روز عزا و غم و اندوه و گریه او مى‏‌شد و مى‌‏فرمودند: این همان روزى است که امام حسین علیه‏ السلام در آن به شهادت رسید.
 
از امام رضا علیه‏ السلام نقل شده که فرمودند:
پدرم در دهه آخر ماه رمضان در هر شب بیست رکعت به نمازهاى مستحبّى شبهاى ماه رمضان مى‏افزود.
 
از امام رضا علیه‏ السلام روایت شده که فرمودند:
پدرم [امام موسى بن جعفر علیهماالسلام] هنگامى که از خانه‏اش بیرون مى‏شد مى‏فرمودند: «به نام خداوند بخشنده مهربان» به اراده و قوّه الهى، نه به اراده و قدرت خودم بلکه به اراده و قدرت تو اى خداى بزرگ در راه طلب روزى از منزل خارج مى‏شوم، پس در نهایت سلامتى مرا به خانه‏ام برگردان.
 
از حسن بن جهم روایت شده که گفت: ما در خدمت امام رضا علیه‏ السلام بودیم، که از پدرشان یاد کردیم، امام رضا علیه السلام فرمودند:
عقل هیچ عاقلى با او (امام کاظم علیه السلام) برابرى نمى‌‏کرد، [ولى با این همه] گاهى از اوقات با یکى از سیاهان خدمتکار خود مشورت مى‏‌نمود، وقتى به او اعتراض مى‏‌شد، مى‏‌فرمودند: چه بسا خداوند متعال مشکلى را با زبان او آسان مى‏کند و گره آن را مى‏ گشاید. سپس امام علیه‏ السلام فرمودند: بسیار دیده مى‏شد که آنان چیزى را در امور زمین و باغ و بستان به او مى‏گفتند و امام به گفته آنان عمل مى ‏کرد.
 
سلیمان بن جعفر جعفرى گوید: براى انجام کارى پیش امام رضا علیه‏ السلام رفته بودم، او با معتّب به خانه‏اش وارد شد، دید غلامانش گِل کارى مى‏کنند و کارگر غریبى را نیز به کار گمارده‏اند. حضرت فرمودند:
آیا مزدش را تعیین کرده‏اید، گفتند: نه، حضرت فرمودند: چندین بار من شما را از انجام این کار نهى نموده‏ام و گفته‏ام: هیچ کس را براى کارى استخدام نکنید مگر این که اجرتش را معیّن کرده باشید
 
یاسر خدمتگزار امام رضا علیه‏ السلام مى‏گوید:
امام رضا علیه‏ السلام هر وقت فرصت پیدا مى‏کرد همه خدمتگزاران را از کوچک و بزرگ دور خود جمع مى‏کرد، و با آنان به گفتگو بنشسته و مأنوس مى‏گشت، و آنان هم با او أنس پیدا مى‏نمودند. و هر گاه سر سفره مى‏نشست، از هیچ کدام آنان غفلت نمى‏کرد، چه کوچک و چه بزرگ، حتى اصطبل‏دار و حجامت گر را هم کنار خودش بر سر سفره مى‏نشاند.
 
نادر، خدمتگزار امام رضا علیه السلام مى‏‌گوید:
امام رضا علیه‏ السلام هنگام غذا خوردن یکى از ما خدمتگزاران هیچ کارى از او نمى‏‌خواست تا این که از غذایش دست مى‌‏کشید.
 
نادر خدمتگزار امام رضا علیه السلام مى‏‌گوید:
امام رضا علیه‏ السلام حلواى گردوئى را لقمه کرده و به من مى‏‌داد.
 
شیخ مفید مى‏گوید:
امام رضا علیه‏ السلام هنگامى که با مأمون خلوت مى‏کرد او را زیاد موعظه مى‏نمود و از خدا مى‏ترساند، و کارهاى خلافى را که مرتکب مى‏شد تقبیح مى‏نمود. و مأمون در ظاهر اظهار قبول کرده و ناراحتى و سنگینى آن را پنهان نمود.
 
عبید بن ابى عبداللّه بغدادى از شخصى نقل مى‏کند که گفت:
در محضر امام رضا علیه‏ السلام بودم که میهمانى بر او وارد شد، هنگامى که امام با میهمان مشغول صحبت بود، شعله چراغ تغییر کرد، میهمان دستش را دراز کرد تا آن را اصلاح کند، امام علیه‏ السلام او را از این کار بازداشت و خودش آن را اصلاح نمود، سپس فرمودند: «ما مردمى هستیم که میهمانان خود را به کار نمى‏گماریم».


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 15 بهمن 1393برچسب:امام شناسی,مطالب مذهبی,احادیث و,,,, | 8:30 | نویسنده : خـــــــــــادم الـرضـــا |

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • آریان بی سی